Sunday, July 6, 2014

اهمیت آموزش به زبان مادری
به بهانه اتمام سال تحصیلی
و یک سال بیشتر محرومیت از تحصیل به زبان مادری
عمر معروفی (هلمت)

• دانش اموزان و کودکان محروم از تحصیل بزبان مادری، اعتماد بنفس خودرا از دست داده از همان ابتداء از رفتن به مدرسه امتناع می ورزند. بهمین جهت نیز درصد بیسوادی در اینگونه جوامع بسیار بالاتر از جوامعی است که در آن کودکان بزبان مادری خود تحصیل می کنند ...

مناشر شده در سایت اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱۵ تير ۱٣۹٣ -  ۶ ژوئيه ۲۰۱۴

نلسون ماندلا می گوید: "اگر با یک انسان به زبانی که آن را می فهمد سخن بگویید، سخن شما به مغزش راه خواهد یافت. اما اگر با انسانی به زبان مادری اش سخن بگویید، آن سخن به قلب او نفوذ خواهد کرد."

حقوق انسانی به طور کلی عبارتند از حقوق مدنی و حقوق سیاسی که در یک طبقه بندی وسیعتر مشتمل بر حقوق زیرمیباشد:

1- حقوق طبیعی (خدادادی)
2- حقوق سیاسی
3- حقوق ملی
4-حقوق شهروندی
5- حقوق اجتماعی
6- حقوق فردی

از جمله حقوق طبیعی همانا حق آموزش و تکلم به زبان مادری میباشد و حقی که بنا بر سرشت آدمی و ملیتی که در آن به دنیا می آید به صورت طبیعی برای وی مسجل گردیده است، براساس تحقیقات بعمل آمده هر انسان از دوران جنینی با زبان مادری آشنا شده و بعد از زایمان بهنگام شنیدن این زبان عکس العمل نشان داده و بدان گوش فرا می دهد. در طول زمان هر انسانی با زبان مادری خود آشنا شده و آنرا تکرار می نماید. هر زبانی، فرهنگی را در دورن خود حمل می کند. گوشه هایی از این فرهنگ می تواند برای زندگی همه انسان ها مفید باشد. می تواند درسی از گذشتگان برای گسترش توسعه پایدار باشد. بنابراین، حفاظت از تنوع زبانی در جهان، سبب گسترش فرهنگ صلح و تنوع فرهنگی می شود. دبیرکل یونسکو هم در پیام خود، تنوع فرهنگی را به اندازه تنوع زیستی در طبیعت مهم و تاثیر گذار دانسته است. او به ارتباط بین حفاظت از تنوع زبانی و گسترش توسعه پایدار در جهان اشاره کرده است. آموزش و تکلم به زبان مادری خود مزایای زیادی دارد که می توان به صورت خلاصه به موارد زیر اشاره نمود:

محرومیت از اموزش و تحصیل به زبان مادری مشکلات خاص و عدیده ای در پی دارد که از اهم آن می توان به موارد زیر اشاره نمود:
- دانش اموزان و کودکان محروم از تحصیل بزبان مادری، اعتماد بنفس خودرا از دست داده از همان ابتداء از رفتن به مدرسه امتناع می ورزند. بهمین جهت نیز درصد بیسوادی در اینگونه جوامع بسیار بالاتر از جوامعی است که در آن کودکان بزبان مادری خود تحصیل می کنند.
ـ از آنجائیکه کودکان زبان معلم را نمی دانند، قادرند فقط بخش اندکی از دروس را بفهمند. و این باعث می شود که اینگونه کودکان بتدریج اعتماد بنفس خودرا از دست بدهند.
ـ از آنجائیکه اینگونه کودکان اعتماد خودشان را به خود، خانواده و جامعه و ملتی که بدان منسوبند از دست می دهند، ناگزیر در پی کسب هویّت دیگری خواهند بود.
ـ از آنجائیکه زبان فهم کودکان با زبان بیان آنان بیگانه است، قادر نخواهند بود شنیده ها و آموخته های خودرا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند، زیر سئوال ببرند، تحقیق و بررسی کنند. در نتیجه صرفاً به یک مقلّد و تکرار کننده طوطی وار محفوظات تبدیل خواهند شد.

تمامی موارد فوق که بدان اشاره گردید در کل منجر به عدم هویت یابی یا بیگانگی از هویت خود و در کل بحران هویت می شود که بحران هویت در واقع همان از خودبیگانگی است، منتها با توجه به گستره اجتماعی که در بحران مدّنظر است، به آن بحران هویت اطلاق می شود. وقتی در یک جامعه از خودبیگانگی گسترش یافت و در افراد بیشتری بروز و نمود پیدا کرد، در این حالت جامعه در حالت بحران هویت به سر می برد; یعنی شیوع فراگیر از خودبیگانگی را بحران هویت می گویند.
بحران هویت یا بیگانگی از خود مضار فراوانی در پی خواهد داشت که گاها جبران ناپذیر می نماید که می توان به طور کلی به موارد زیر اشاره نمود:

- ازخودبیگانگی چه فردی باشد و یا جمعی، همیشه وضعیت فرهنگی ـ سیاسی مقلدانه به همراه دارد. یعنی این که در چنین وضعیتی افراد جامعه اراده، ابتکار و کنش آزادانه ی خود را در حوزه های فرهنگ، اجتماع و سیاست از دست داده و نمی توانند براساس مطلوب‌ها و نیازهای خود عمل نمایند.
- اقدامات اغلب دنباله‌روانه و تقلیدگرانه بوده و پاردایم های فکری ـ سیاسی ای که توسط حاکمیت قوم محور تولید یا بازتولید می‌شوند، دارای کاربرد گسترده میان افراد و جریانات بحران زده ی بی هویت خواهند شد، درحالی که دولت و ساختار حکومت در تمامی سطوح سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید بر مبنای تقاضاهای اجتماعی شکل بگیرند. بنابراین به صراحت می توان ادعا نمود که شکل گیری و ایجاد روز افزون ده ها کمسیون، نهاد و زیرمجموعه های زاید دیگری که به منظور تداوم و تقویت انحصار قومی قدرت باعث فربه‌شدن ساختار دولت و سلطه ی هرچه بیش تر آن بر شهروندان گشته و بدین گونه روند دولت گرایی عناصر ازخودبیگانه و الینه شده را شتاب می بخشد.
- گستردگی چنین روندی در جامعه عامل دوری و کناره گیری اقوام زیرستم از مطالبات و خواست‌های شان گشته که متقابلاً پروسه ی الینه شدن را میان ستم دیدگان سرعت می بخشد و آن را به رقابت و مسابقه-ای جهت تقرب به دربار خواهد کشاند.
- «بحران‌هویت» وضعیت ناهنجاری است که روان آدمی را می‌فرساید و روحیه و اراده اش را از درون می‌خراشد. انسان بی‌هویت از روحیه‌ای ضعیف، متزلزل و نامتعادل برخوردار است. اعتمادبه‌نفس خود را از دست می دهد و به دلیل فقدان شاخصه هایی برای شناخت خود و نیازهایش، قدرت تشخیص را از دست می دهد. این است که به‌سادگی به-تسخیر القائات، تحریفات و تبلیغاتی درمی آید که هژمون طلبان قوم-محور برای تثبیت موقعیت فرادستی شان به کار انداخته اند.
حال با توجه به مطالب مندرج در فوق می توان اذعان نمود که رژیمهای توتالیتری همچون جمهوری اسلامی ایران و امثالهم با منع سیاسی از آموزش به زبان مادری ملل ساکن در قلمرو زیر سلطه جموری اسلامی تنها به دنبال جلوگیری از رشد هویت فردی و ملی آن ملل بوده و گسترش و توسعه فرهنگ و هویت ملی آنان را سدی بر راه منافع خویش تلقی می نمایند.
این امر و نیات شرورانه ی آنان زمانی بیشتر آشکار می شود که عمال حکومت علاوه بر منع غیرقانونی تدریس به زبان مادری این ملل در کنار زبان مادریشان، با بخشنامه های صریح و مغرضانه مداوم، معلمان و دانش آموزان را از بکارگیری زبان مادری در امر آموزش منع می نمایند و گاها این معلمان را با مجازاتهای قانونی و محرومیت از تدریس و اخراج نیز مواجه می نمایند.
حالا آنکه در قانون جمهوری اسلامی به صراحت و در اصل های زیر به قانونی بودن آموزش به زبانهای محلی و قومی(!؟) اشاره شده است و آن را یک حق قانونی قلمداد نموده است:

- در اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی چنین آمده است: زبان‏ و خط رسمی‏ و مشترک‏ مردم‏ ایران‏ فارسی‏ است‏. اسناد و مکاتبات‏ و متون‏ رسمی‏ و کتب‏ درسی‏ باید با این‏ زبان‏ و خط باشد ولی‏ استفاده‏ از زبانهای‏ محلی‏ و قومی‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ های‏ گروهی‏ و تدریس‏ ادبیات‏ آنها در مدارس‏، در کنار زبان‏ فارسی‏ آزاد است.
- اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.
توجه: (آیا تقدم و برتری زبان فارسی و اهمال دیگر زبانها حاکی از حقوق مساوی است و سبب برتری یکی بر دیگران نیست؟)
اما ناگفته پیداست که در جمهوری اسلامی ایران، قانون انگاشته و نبشته ای بیش نیست و آنچه در عمل دیده می شود هیچ رابطه ای نسبی و سببی با قانون خوش صورت آن ندارد و در عمل این ملل زیر یوغ جمهوری اسلامی هستند که از هر گونه تبعیض و نابرابری قانونی رنج می برند و علیرغم میل باطنی خویش بناچار زبان مادری را فدای یادگیری علم و دانش نموده اند و انچه در آخر نتیجه آنان خواهد بود، بحران هویتی است که قرنهاست با آن دست و پنجه نرم می کنند، چرا که آنچه اینک در جمهوری اسلامی جریان دارد، ارث حکومتهای متمادی ماقبلشان می باشد و تنها محدود به این رژیم نمی باشد.
امید است که این ستم ملی به پایان برسد و دیگر زبانهای ایرانی و ملل ساکن در ایران نیز بتوانند به رشد و بالندگی واقعی خویش برسند و این تنها زمانی تحقق خواهد یا حکومتی ملی سر کار بیاید و یا اینکه سیستمی فدرالی به تحقق بپیوند و یا اینکه ایران تجزیه گردد که تحقق هر کدام در گرو نوع برخورد ملت فارس با دیگر ملل ساکن در ایران می باشد.


منابع:
- رسول جوانی، از خودبیگانگی و بحران هویت - قسمت اول، دانشنامه موضوعی قرآن، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، www.ommolketab.net

- محمد کاظم وحیدی، تاملی بر بحران هویت هزارگی (از خود بیگانگی)،
www.hazarapeople.com

- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

Saturday, July 5, 2014

تجمع مربیان حق التدریسی مراکز آموزش فنی‌ و‌ حرفه‌ای مقابل مجلس

سوم تیر ماه، جمعی از مربیان حق التدریس مراکز آموزش فنی و حرفه ای، مقابل مجلس تجمع کردند. با این تجمع، آنها خواستار پیگیری اجرای مصوبه سال ۹۱ مجلس در خصوص تبدیل وضعیت مربیان  حق التدریس مراکز آموزش فنی و حرفه ای شدند.

لازم به ذکر نیست که این مصوبه در طی این مدت طولانی پس از تصویب، علیرغم الزام قانونی و ابلاغ به نهادهای مربوطه، اجرایی نشده است  و تجمع کنندگان، خواستار پیگیری ازسوی نمایندگان مجلس هستند.

 

تجمع مربیان حق التدریسی مراکز آموزش فنی‌ و‌ حرفه‌ای مقابل مجلس

 

 

نامه جدید جمعی از فرهنگیان خمینی شهر به وزیر آموزش وپرورش

بسمه ای تعالی
یکی از وظایف حتمی ولازم هرانسان مکلف وعاقل ،بلکه هرموجود با حس وحرکتی حفظ ودفاع ازحق خود وسرکوبی وجلوگیری ازمتجاوز ومتعدی به حقوق خود است .حفظ ودفاع از حقوق چه ازلحاظ شرع وچه از لحاظ قانون مقدس ومحترم است .حضرت علی علیه اسلام دراین زمینه می فرمایند:باید در احیای حق خود کوشید وبه دنبال آن بر شتری راهوار نشست وشب وروز راه پیمود ودشواری های راه را در ایفای این وظیفه آسان شمرد.
جناب وزیر آن هایی که در احقاق حق خود سستی وکوتاهی می کنند نه تنها از حق خود دفاع نمی کنند بلکه شخص متجاوز به حقوق را هم گستاخ تر وتشویق کرده انداز این راه به دیگران ظلم وستم می نمایند.
نکته ی قابل اهمیت اینکه یکی از حقوق ما فرهنگیان این است که بتوانیم در سرنوشت خود وفرزندان خویش نقش خود را ایفا کنیم واز آزادی عقیده ،آزادی قلم وبیان که قانون برایمان تصریح کرده استفاده کنیم واز حق خود دفاع نماییم .
جناب وزیر:آنچه هم اکنون دامن گیر نظام آموزشی کشور شده تملق،چاپلوسی، چرب زبانی، توصیف،تعریف های بی جا ودروغ پردازی های فراوان برای تصدی پست های مدیریتی است واین بدعتی زشت وناپسند است که بلای جان جامعه ی فرهنگی خصوصا آموزش وپرورش شده است .واشخاص تملق گو هرگز نسبت به کسی وفادار نخواهندبود .لذا شایسته است که فریب تملق ها وچرب زبانی های این شیادان وسخنان شیرین ای چاپلوسان ونیرنگ این دغلبازان را نخورید وبه یاوه سرایی هاو بیهوده گویی ها گوش فرا ندهید وهمواره عقل ومنطق ،شرافت ودیانت را راهنمای خود قرا دهید تا دچارلغزش نشوید .چراکه اگر با استیضاح نروید دوره ی شماه هم به سر خواهد آمد آنگاه مجبور می شود انگشت تحیر به دندان بگیرید.
جناب وزیر :باروی کارآمدت دولت تدبیر وامید کورسویی از امید در دل تاریک این وزارتخانه  به چشم معلمان رسید وامید داشتند با آمدن شما این تاریکی ها کم کم روشن شود.اما اکنون پس از یک سال نه تنها تاریکی روشن نشده بلکه برآن نیز افزوده شده است .تاجایی که علاوه بر فشار های امنیتی بر این نهاد جریان های خارج از محیط آموزشی مقتدارانه براین نهاد حکمرانی می کند تا جایی که  در شهرستان خمینی شهر برای انتصاب مدیر آموزش وپرورش علاوه بر نهادهای سیاسی امنیتی ،اجتماعی ائم از فرمانداری ،بخشداری، حراست واطلاعات ،امامت جمعه،نماینده ی مجلس و…که دخالت می نمایند کاربه جایی رسیده که فی المثل درتعیین ریاست یک اداره اشخاصی با سه کلاس سواد نقش دارند ولی فرهیختگان فرهنگی ومعلمان فرهیخته این شهر در رایی زنی های این انتخاب وانمتصاب جایگاهی ندارند.آیا این است  معنی آن تفکیک قوایی که قانون مشخص کرده ؟ آیا این است معنی آن حقوق معلم ؟آیا این است نتیجه ی آن انقلاب فرهنگی؟آیا اینست نتیجه آن انتخابات سال ۹۲؟آیا این است آن وعده های که فرمودید؟ بارها وبارها درسخنان خود وعده های پی درپی قول دادید سایه شوم فضای امنیتی را از مدارس برچینید آیا چنین شد؟ بلکه بدتر نیز گردید.تا جایی که امزوزه یک معلم حتی برای گرفتن یک تشویقی جرات نمی کند به اداره مراجعه کند .
جناب فانی :معلمی که از ترس به اداره مراجعه نکند.معلمی که به خاطر ترس داخل کلاس شود ودرب را به روی خود ببندد.معلمی که از ترس در دفتر مدرسه حضور پیدا نکند ویا حرف نزد .قطعا دانش آموزان ترسویی  راپرورش خواهد داد واین برای آموزش وپرورش مناسب نیست.
جناب وزیر بارفتارهایی که امروزه مشاهده می شود ،بادخالت هایی که نهاد های غیر مسئول وغیر مرتبط در سیستم آموزش وپرورش می کند با نان قرض دادن به یکدیگر که مشاهده می شود بیم آن می رود که از سخن تدبیر وامید بوی تزویر وفریب بر آید واندک امیدی که در دل معلمان بود به یاس ونا امیدی تبدیل شود .ودر راس این هرم شما مسئولید.والبته آنچه به جایی نرسد فریاد است .
در پایان یا دآور می شود که  فراموش نکنیدسپردن کارهای بزرگ به دست افراد کوچک ونا توان وواگذار کردن کارهای کوچک به دست افرادبزرگ وتوانمند سبب اضمحلال ونابودی هر بخشی می شود.
جمعی از فرهنگیان شهرستان خمینی شهر

اطلاع دهی و روشنگری اتحادیه معلمان کوردستان ایران پیرامون ادغام دروس اجتماعی دوره ابتدایی


ادغام دروس اجتماعی دوره ابتدایی
رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش گفت: در کتاب های جدیدالتالیف مطالعات اجـتماعی ،حجم کتاب های درسی را کم کردیم و سه موضوع جغرافی، تاریخ و مدنی را در یک کتاب جای دادیم.
وبه گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، حجت الاسلام محمدیان افزود: کتاب مطالعات اجتماعی هویت در زمان، مکان و هویت در شرایط را به دانش آموزان یاد می دهد و مطالعه این کتاب هم وقت کمتری از دانش آموزان می گیرد و هم کار مسئولان آموزشی را در برنامه ریزی برای این درس راحت تر خواهد کرد.
وی همچنین درباره برطرف کردن برخی نقایص کتاب کار و فناوری پایه هفتم اضافه کرد: با ویرایش و اصلاح کتاب کار و فناوری پایه هفتم موافقم و اشکالات جزیی در این کتاب وجود دارد که باید در چاپ های بعدی برطرف شود.
 معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش گفت: تولید محتواها بر اساس برنامه درس ملی خواهد بود و کتاب درسی را همراه با بسته آموزشی تولید می کنیم تا بتوانیم شبکه های تعاملی بین دانش آموز، معلم و کارشناسان برقرار کنیم و همچنین برنامه ریزی های منطقه ای را گسترش دهیم.
 نظر اتحادیه معلمان کوردستان ایران پیرامون این امر:
لازم به توضیح است که کتب مذکور قبلا نیز از حجم فراوانی برخوردا نبوده اند و بلکه حجم کم آنان همیشه معضلی برای معلمان تلقی میشده است، کمی مطالب، آسانی مطالب یکی از مشکلات معلمان و اتمام این کتب در اواخر فصل زمستان و پیش از زمان بودجه بندی شده در برنامه آموزش و پرورش بوده و در نتیجه معلمان عزیز زنگهای این دروس را به دروسی از قبیل ریاضی که حجم آن بسیار زیاد و بر خلاف اصول روانشناسی رشد و یادگیر در این سنین می باشد.. حال انکه این کتب در کلاس پنجم ابتدایی سالهاست که در یک کتاب ادغام شده و معلمان بر حسب سلیقه خویش زمانی را بدان اتصاص می دادند.
مسائلی که در این کتابها می بایست و نیازمند به تغییر می باشند به شرح زیر است:
- دگرگونگی نگاه کتاب علوم اجتماعی سال سوم پیرامون زن و نقش آن در اجتماع (درس خانواده آقای هاشمی) که در ان نقش زن چنین است:
1- مادر و مادربزرگ خانم خانه و خانه دار بوده و مسئولیتشان انجام کارهای خانه می باشد. حال آنکه آقای هاشمی کارمند اداره پست است.
2- مریم در طی مسیر سفر گم می شود. حال آنکه علی باهوش است و هرگز از پدرمادر جدا نشده و گم نمی شود.
3 -هنگام ثبت نام در مدرسه نیشابور (شهر جدید) خانم معلم برعکس علی که بخاطر نمرات خوبش تشویق و قدردانی می شود، بخاطر حجابش تشویق و از  جانب خانم مدیر مورد قدردانی قرارمی گیرد.
 در رابطه با کتاب تاریخ نیر می بایست مسائل زیر مورد توجه قرار گیرد:
1- از نظری بودن کتاب تاریخ کاسته شود و بر جنبه عملی آن توجه گردد.
2- عکسهای آن دگرگون شود و بر کیفیت آنها افزوده شود.
3- وقایع تاریخ واقعی تر و به دور از نگاه سیستمی جوهوری اسلامی مورد بحث قرار گیرند چرا که کتاب مذکور بر طبق نظر تایخ دانان بیطرف انباشه از اکاذیب تاریخی است.
4- از نگاه مذهبی و به ویژه تاکید بر جنبشهای شیعی پرهیز شود چرا که ایران کشوری کثیرالمله میباشد.
در مورد کتاب جغرافیا نیز می بایست مسائل زیر مورد توجه قررار گیرد:
1- به خصوصیات اصیل و فرهنگی و زبانی مناطق در کتاب جغرافیا استفاده گردد.
2- نقشه های جغرافیایی انسانی در این کتاب جایگاهی نداشته و گاها با توهین همراه می باشند، برای مثال استفاده از اشکال حیوانات در مناطقی که فارس نشین نیستند.
3- به تمامی مناطق آب و هوایی و انسانی ایران به یک اندازه توجه شود و سعی گردد پتانسیلهای انان معرفی گردد
در کتاب مدنی که خود کتابچه می باشد نه کتاب می بایست خود ناباشته از مشکلات بوده و تنها در راتای منافع حکومت و متضاد با منافع ملت می باشد نه گسترش مدنیت و جامعه مدنی، لازمست که در آن به مسائل مدنی و زندگی در جامعه جهانی توجه شود نه صرفا نقش هب و قوه های سه گانه.

کتب درسی,آموزش و پرورش,دروس اجتماعی

اهمیت آموزش به زبان مادر

 به بهانه اتمام سال تحصیلی و یک سال محرومیت بیشتر از تحصیل به زبان مادری
نلسون ماندلا می گوید: "اگر با یک انسان به زبانی که آن را می فهمد سخن بگویید، سخن شما به مغزش راه خواهد یافت. اما اگر با انسانی به زبان مادری اش سخن بگویید، آن سخن به قلب او نفوذ خواهد کرد."
حقوق انسانی به طور کلی عبارتند از حقوق مدنی و حقوق سیاسی که در یک طبقه بندی وسیعتر  مشتمل بر حقوق زیرمیباشد:
1- حقوق طبیعی (خدادای)
2- حقوق سیاسی
3- حقوق ملی
4-حقوق شهروندی
5- حقوق اجتماعی 
6- حقوق فردی
از جمله حقوق طبیعی همانا حق آموزش و تکلم به زبان مادری مباشدو حقی که بنا بر سرشت آدمی و ملیتی که در آن به دنیا می آید به صورت طبیعی برای وی مسجل گردید است،براساس تحقیقات بعمل آمده هر انسان از دوران جنینی با زبان مادری آشنا شده و بعد از زایمان بهنگام شنیدن این زبان عکس العمل نشان داده و بدان گوش فرا می دهد. در طول زمان هر انسانی با زبان مادری خود آشنا شده و آنرا تکرار می نماید.  هر زبانی، فرهنگی را در دورن خود حمل می کند. گوشه هایی از این فرهنگ می تواند برای زندگی همه انسان ها مفید باشد. می تواند درسی از گذشتگان برای گسترش توسعه پایدار باشد.  بنابراین، حفاظت از تنوع زبانی در جهان، سبب گسترش فرهنگ صلح و تنوع فرهنگی می شود. دبیرکل یونسکو هم در پیام خود، تنوع فرهنگی را به اندازه تنوع زیستی در طبیعت مهم و تاثیر گذار دانسته است. او به ارتباط بین حفاظت از تنوع زبانی و گسترش توسعه پایدار در جهان اشاره کرده است.  آموزش و تکلم به زبان مادری خود مزایای زیادی دارد که می توان به صورت خلاصه به موارد زیر اشاره نمود:

محرومیت از اموزش و تحصیل به زبان مادری مشکلات حاص و عدیده ای در پی دارد که از اهم آن می توان به موارد زیر اشاره نمود:
-دانش اموزان و کودکان محرومیت از تحصیل بزبان مادری، اعتماد بنفس خودرا از دست داده از همان ابتداء از رفتن به مدرسه امتناع می ورزند. بهمین جهت نیز درصد بیسوادی در اینگونه جوامع بسیار بالاتر از جوامعی است که در آن کودکان بزبان مادری خود تحصیل می کنند.
ـ از آنجائیکه کودکان زبان معلم را نمی دانند، قادرند فقط بخش اندکی از دروس را بفهمند. و این باعث می شود که اینگونه کودکان بتدریج اعتماد بنفس خودرا از دست بدهند.
ـ از آنجائیکه اینگونه کودکان اعتماد خودشان را به خود، خانواده و جامعه و ملتی که بدان منسوبند از دست می دهند، ناگزیر در پی کسب هویّت دیگری خواهند بود.
ـ از آنجائیکه زبان فهم کودکان با زبان بیان آنان بیگانه است، قادر نخواهند بود شنیده ها و آموخته های خودرا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند، زیر سئوال ببرند، تحقیق و بررسی کنند. در نتیجه صرفاً به یک مقلّد و تکرار کنندة طوطی وار محفوظات تبدیل خواهند شد.

 تمامی موارد فوق که بدان اشاره گردید در کل منجر به عدم هویت یابی یا بیگانگی از هویت خود و در کل بحران هویت منجر می شود که بحران هويت در واقع همان از خودبيگانگى است، منتها با توجه به گستره اجتماعى كه در بحران مدّنظر است، به آن بحران هويت اطلاق مى شود. وقتى در يك جامعه از خودبيگانگى گسترش يافت و در افراد بيشترى بروز و نمود پيدا كرد، در اين حالت جامعه در حالت بحران هويت به سر مى برد; يعنى شيوع فراگير از خودبيگانگى را بحران هويت مى گويند. 
 بحران هویت یا بیگانگی از خود مضار فراوانی در پی خواهد داشت که گاها چبران ناپذیر می نماید که می توان به طور کلی به موارد زیر اشاره نمود:

- ازخودبیگانگی چه فردی باشد و یا جمعی، همیشه وضعیت فرهنگی ـ سیاسی مقلدانه به همراه دارد. یعنی این که در چنین وضعیتی افراد جامعه اراده، ابتکار و کنش آزادانه ی خود را در حوزه های فرهنگ، اجتماع و سیاست از دست داده و نمی توانند براساس مطلوب‌ها و نیازهای خود عمل نمایند.
 - اقدامات اغلب دنباله‌روانه و تقلیدگرانه بوده و پادایم های فکری ـ سیاسی ای که توسط حاکمیت قوم محور تولید یا بازتولید می‌شوند، دارای کاربرد گسترده میان افراد و جریانات بحران زده ی بی هویت خواهند شد، درحالی که دولت و ساختار حکومت در تمامی سطوح سیاسی، اقتصادی و فرهنگی باید بر مبنای تقاضاهای اجتماعی شکل بگیرند. بنابراین به صراحت می توان ادعا نمود که شکل گیری و ایجاد روز افزون ده ها کمسیون، نهاد و زیرمجموعه های زاید دیگری که به منظور تداوم و تقویت انحصار قومی قدرت باعث فربه‌شدن ساختار دولت و سلطه ی هرچه بیش تر آن بر شهروندان گشته و بدین گونه روند دولت گرایی عناصر ازخودبیگانه و الینه شده را شتاب می بخشد.
- گستردگی چنین روندی در جامعه عامل دوری و کناره گیری اقوام زیرستم از مطالبات و خواست‌های شان گشته که متقابلاً پروسه ی الینه شدن را میان ستم دیدگان سرعت می بخشد و آن را به رقابت و مسابقه-ای جهت تقرب به دربار خواهد کشاند.
- «بحران‌هویت» وضعیت ناهنجاری است که روان آدمی را می‌فرساید و روحیه و اراده اش را از درون می‌خراشد. انسان بی‌هویت از روحیه‌ای ضعیف، متزلزل و نامتعادل برخوردار است،. اعتمادبه‌نفس خود را از دست می دهد و به دلیل فقدان شاخصه هایی برای شناخت خود و نیازهایش، قدرت تشخیص را از دست می دهد. این است که به‌سادگی به-تسخیر القائات، تحریفات و تبلیغاتی درمی آید که هژمون طلبان قوم-محور برای تثبیت موقعیت فرادستی شان به کار انداخته اند.
 حال با توجه به مطالب مندرج در فوق می توان اذعان نمودکه رژیمهای توتالیتری همچون جمهوری اسلامی ایران و امثالهم با منع سیاسی از آموز به زبان مادری ملل ساکن در قلمور زیر سلطه جموری اسلامی تنها به دنبال جلوگیر از رشد هویت فردی و ملی آن ملل بوده و گسترش و توسعه فرهنگ و هویت ملی آنان را سدی بر راه منافع خویش تلق می نمایند.
این امرو نیات شرورانه ی آنان زمانی بیشتر آشکار می شود که عمال حکومت علاوه بر منع غیر قانونی تدریس به زبان مادری این ملل در کنار زبان مادریشان، با بخشنامه های صریح و مغرضانه مداوم، معلمان و دانش آموزان را از بکارگیری زبان مادری در امر آموزش منع می نمایند و گاها این معلمان را با مجازاتهای قانونی و محرومیت از تدریس و اخراج نیز مواجه می نمایند.
حالا آنکه در قانون جموهری اسلامی به صراحت و در اصل های زیر به قانونی بودن آموزش به زبانهای محلی و قومی(!؟) اشاره شده است و آن را یک حق قانونی قلمداد نموده است:

-در اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی چنین آمده است : زبان‏ و خط رسمي‏ و مشترك‏ مردم‏ ايران‏ فارسي‏ است‏. اسناد و مكاتبات‏ و متون‏ رسمي‏ و كتب‏ درسي‏ بايد با اين‏ زبان‏ و خط باشد ولي‏ استفاده‏ از زبانهاي‏ محلي‏ و قومي‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ هاي‏ گروهي‏ و تدريس‏ ادبيات‏ آنها در مدارس‏، در كنار زبان‏ فارسي‏ آزاد است
-  اصل‏ نوزدهم: ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ که‏ باشند از حقوق‏ مساوی‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود.
توجه:  (آیا  تقدم و برتری زبان فارسی و اهمال دیگر زبانها حاکی از حقوق مساوی است و سبب برتری یکی بر دیگران نیست؟)
اما ناگفته پیداست که در جمهوری اسلامی ایران، قانون انگاشته و نبشته ای بیش نیست و آنچه در عمل دیده می شود هیچ رابطه ای نسبی و سببی با قانون خوش صورت آن ندارد و در عمل این ملل زیر یوغ جمهوری اسلامی هستند که از هر گونه تبعیض و نابرابی قانونی رنج می برند و علیرغم میل باطنی خویش بناچار زبان مادری را فدای یادگیری علم و دانش نموده اند و انچه در آخر نتیجه آنان خواهد بود، بحران هویتی است که قرنهاست با آن دست و پنجه نرم می کنند، چرا که آنچه اینک در جمهوری اسلامی جریان دارد، ارث جکومتهای متمادی ماقبلشان می باشد و تنها محدود به این رژیم نمی باشد.
امید است که این ستم ملی به پایان برسی و دیگر زبانهای ایرانی و ملل ساکن در ایران نیز بتوانن به رشد و بالندگی  واقعی خویش برسند و این تنها زمانی تحقق خواهد یا حکومتی ملل سر کار بیاد و یا اینکه سیستمی فدرالی به تحقق بپیوند و یا اینکه ایران تجزیه گردد که تحقق هر کدام در گرو نوع برخورد ملت فارس با دیگر ملل ساکن در ایران می باشد.
عمر معروفی (هلمت)


منابع:
- رسول جوانى ،از خودبيگانگى و بحران هويت - قسمت اول ، دانشنامه موضوعی قرآن، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، http://www.ommolketab.net/persian/search/search.php?mid=2312316969
 
- محمد کاظم وحیدی، تاملی بر بحران هویت هزارگی (از خود بیگانگی)، http://www.hazarapeople.com/fa/?p=7610
- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

سیستمی په‌روه‌رده‌ له‌ ئێران

به‌رێز کاک عومه‌ری مه‌عروفی ( هه‌ڵمه‌ت )


 
ئه‌م بابه‌ته‌ تێروانینی بەرێز کاک عومەر ( هه‌لمەت ) مەعرووفی یه‌ لە مەر، " سیستمی پەروەردە لە ئێران " کە بە راسپێردراوی بەرێزانی '' ماموستایانی کوردستانی ئێران '' بە ئەمانەتداریەوە بڵاوئدەکرێتەوە و بە ئومێدی ئەوەی سود بە گەل و نیشتمان بگەیەنێت .**

وێڵ و نازانستی بوونی ئامانجی ئارمانی سیسته‌می په‌روه‌رده‌ له‌ ئیرانی بنده‌ستی کۆماری ئسیلامیدا

نووسه‌ر: عومه‌ر (هه‌ڵمه‌ت) مه‌عرووفی
په‌روه‌رده‌ سه‌ره‌کیترین ئامرازی هه‌ر کۆمه‌ڵگایه‌که‌ بۆ گه‌یشتن به‌ ئامانجه‌کانی، هه‌ر بۆیه‌ش وڵاتانێکی زۆر تا ئێستا و له‌ ڕابوردوشدا، بودجه‌یه‌کی زۆریان ته‌رخان کردووه‌ بۆ سیسته‌می په‌روه‌رده‌ی وڵاته‌که‌یان، به‌ڵام ئه‌وه‌ی که‌ گرنگه‌، ئامانجی ئه‌و حکومه‌ت و وڵاتانه‌یه‌ له‌ دامه‌زراندن و به‌ڕێوه‌بردنی سیسته‌می په‌روه‌رده‌یان. هه‌ر سیسته‌مێکی په‌روه‌رده‌ چوار ئامانجی جیاواز و له‌یه‌کتری به‌ستراوه‌ی هه‌یه‌ : ئامانجئ ئارمانی، ئامانجی ناوه‌ندی، ئامانجی گشتی و ئامانجی تایبه‌ت یان ره‌فتاری. ئه‌وه‌ی که‌ مه‌به‌ستی ئه‌م نوسراوه‌یه‌ ئامانجی ئارمانیه‌، واتا ئه‌و ئامانجه‌ی که‌ سیسته‌می په‌روه‌رده‌ له‌ کۆتایی و ترۆپکی خۆیدا گه‌ره‌کیه‌تی پێی بگات. دیاره‌ که‌ ئه‌م ئامانجه‌ی سیسته‌می په‌روه‌رده‌ له‌ لایه‌ن سیاسه‌توانان و ده‌سه‌ڵاتدارانی هه‌ر وڵاتێکه‌وه‌ داده‌ڕێژدرێت و زۆر ئاساییشه‌ له‌ وڵاتێکی وه‌ک ئێرانی ژێرده‌ستی کۆماریئیسلامیدا، له‌ داڕشتنی ئه‌م ئامانجه‌دا که‌ڵک له‌ که‌سانی پسپۆڕ و فه‌له‌سوفان و ده‌روونزانانی بێ لایه‌ن وه‌رنه‌گیردرێت و هه‌ر به‌م پییه‌ش ئه‌وه‌ به‌رژه‌وه‌ندیه‌کانی کۆمه‌ڵگا و پێکهاته‌ی ره‌سه‌نی کۆمه‌ڵگا نییه‌ که‌ پێداگری له‌سه‌ر ده‌کرێت، به‌ڵکو ئه‌وه‌ به‌رژه‌وه‌ندی و ئاواته‌کانی سیسته‌من که‌ ده‌کرێنه‌ پێوه‌ر. که‌ باس له‌ ئامانجێک ده‌کرێت، بتهه‌وێ یان نا ده‌بێ باس له‌ پێوه‌ریش بکه‌ی، چون ده‌بێ پیوه‌رێک هه‌بێ که‌ بتوانین به‌ پێی ئه‌و ڕێژه‌ و ڕاده‌ی گه‌یشتن و ده‌سته‌به‌ربوون یان نه‌بوونی ئامانجه‌که‌ی پێ بپێوین، ئایا ئێمه‌ له‌ کۆتایی چالاکی و له‌ دوای ته‌رخان کردنی بوودجه‌ و تێچوو و وزه‌ی مرۆیی گه‌یشتوین به‌ ئامانجه‌که‌مان یان ئه‌وه‌ی که‌ هه‌موو تێچووه‌که‌مان به‌ فیڕۆ رۆیشتوه‌؟ ئایا که‌موکووڕییه‌کان چین؟ ئیمه‌ لێره‌دا باسه‌که‌مان له‌سه‌ر ئه‌وه‌ نییه‌ که‌ ئایا ئامانجی ئارمانی سیسته‌می په‌روه‌رده‌ی کۆماری ئسیلامی درووسته‌ یان نا، یان ئه‌وه‌ی که‌ ئایا ئه‌و سیسته‌مه‌ ئامانجی هه‌موو نه‌ته‌وه‌کانی نیشته‌جێی ئێران ده‌سته‌به‌ر ده‌کات یان نا، به‌ڵکو ته‌نیا ده‌مانهه‌وێت تیشک بخه‌ینه‌ سه‌ر ئه‌و ڕاستییه‌ که‌ کۆماری ئیسلامی نه‌یتوانیوه‌ ئامانجێکی ئارمانی زانستی دابڕێژێت که‌ بپێورێت و له‌ ئه‌نجامدا ئه‌م سیسته‌مه‌ وێڵ ماوه‌ته‌وه‌ و بێ ئامانج ڕێگه‌ دهپێوێت. له‌باره‌ی په‌روه‌رده‌ی کۆماری ئیسلامی و ئامانجی ئارمانییه‌که‌ی که‌ به‌ پیی یاسا بریتییه‌ له‌ (لقاء الی الله‌) واتا گه‌یشتن به‌ ئه‌ڵڵا، ئه‌وه‌ی که‌ شیاوی ئاماژه‌یه‌ و بۆته‌ هۆکاری شکست و هه‌ره‌س هێنانی سیسته‌می په‌روه‌رده‌ی ئه‌و وڵاته‌ و ده‌رهاوێژه‌کانی سیسته‌م نه‌ ته‌نیا ئه‌وه‌ به‌رهه‌مه‌ نین له‌ حکومه‌ت گه‌ره‌کیه‌تی، به‌ڵکو ته‌واو پێچه‌وانه‌شن ئه‌وه‌یه‌ که‌ ئامانجی ئارمانی ئه‌و سیسته‌مه‌ ناپێورێ و هیچ پێوه‌رێکی بۆ نییه‌، هه‌ر بۆیه‌ش کارناسان و پلاندانه‌رانی به‌رنامه‌ی ده‌رسی نه‌یانتوانیوه‌ و ناتوانن گه‌ڵاڵه‌ و وانه‌گه‌لێکی درووست و په‌یوه‌ندیدار دابڕێژن و له‌ ئه‌نجامدا قوتابی چه‌ند بابه‌تێکی ئاڵۆز ده‌خوینیت که‌ هه‌مووشیان به‌ ناچاری و به‌ ئاڵۆزی به‌ ئایینه‌وه‌ گرێدراون. ئێمه‌ چۆن ده‌توانین ڕێژه‌ی گه‌یشتنی تاکی خوێنده‌وار به‌ ئه‌ڵڵا بپێوین؟ وڵامدانه‌وه‌ به‌و پرسیارانه‌ی خواره‌وه‌ ده‌توانیت زیاتر به‌رچاوڕوونی بدات به‌ خوێنه‌ر: 1- ئایا که‌سێک که‌ له‌ دوای دوازده‌ ساڵ خوێندنی گشتی هه‌موو قورئانی له‌به‌ر بیت، گه‌یشتووه‌ به‌ خودا (ئه‌ڵڵا)؟ 2- ئایا که‌سێک که‌ له‌ دوای دوازده‌ ساڵ خوێندنی گشتی، هه‌موو نوێژه‌کانی له‌ کاتی خۆیدا بکات و بچته‌ نوێژی هه‌ینی، گه‌یشتووه‌ به‌ خودا؟ 3- ئایا که‌سێک که‌ له‌ دوای دوازده‌ ساڵ خوێندنی گشتی، بچێ بۆ شه‌ڕ له‌گه‌ڵ گروپه‌ ئسلامیه‌کان و ببێته‌ ئه‌ندامیان، گه‌یشتوه‌ به‌ ئه‌ڵڵآ؟ 4- ............. پرسیاره‌کان زۆرن، به‌ڵام ته‌نیا یه‌ک وڵام هه‌یه‌، نه‌خێر ئه‌وانه‌ هیچ کامیان پێوه‌ر نین بۆ پێوانی ده‌سته‌به‌ر بوون یان نه‌بوونی ئامانجیئارمانی سیسته‌می په‌روه‌رده‌ له‌ حکومه‌تی کۆماری ئسیلامی ئێراندا.

به‌ سوپاسه‌وه‌ له‌ ماڵپه‌ڕی به‌ره‌ی نیشتمانی (ناوخۆی وڵات) وه‌رگیراوه‌

Thursday, July 3, 2014

زبان مادری

البته برخی رویدادهای حیات اجتماعی ملت کُرد نشان داده است که زبان را نمی توان تنها شرایط ملت بودن و کُرد بودن دانست،بلکه این حس مشترک ملی است که به کرُدها هویت می بخشد.هزاران کُرد در شمال کردستان و...،جان خود را در راه آرمانهای ملت کُرد از دست داده اند بدون آنکه حتی از زبان مادری خود بدانند.در عین حال هستند کسان دیگریکه بسیار خوب به زبان تکلم می کنند،اما علیه همزبانان و میهن خود به دشمنی بر خاسته اند.
در فلسغه مارکسیسم،زبان ملی اهمیتی را که ناسیونالیسم برای آن قائل است از دست می دهد. مارکسیستهاچون از دیدگاه ماتریالیستی به جهان می نگرندو اقتصادرا زیر بنای می دانند از همین دیدگاه نیز به جامعه بشری می نگرند.از دیدگاه مارکسیسم،انسان یک حیوان اقتصادی است،پس فاکتور اساسی بوجود آمدن ملت و ریشه اجتماع،اقتصاد است.
از دیدگاه اسلام نیز ،زبان در حیات ملل روی زمین،نقش اساسی ندارد بلکه عامل محوری،اعتقاد به یزدان و اصل توحید است.مارکسیسم از دیدگاه "اینترناسیونالیستی"تمام ملل جهان را به یک چشم می نگرد و اسلام نیز از دیدگاه توحیدی،نگاهی واحد به جهانیان دارد پس نگاه مارکسیسم واسلام،از کل به جز و دیدگاه ناسیونالیسم در نقطه مقابل آن دو،از جزء به کل است .دیگاه ویژه اسلام و مارکسیسم،تأثیری چنان بر زبان ملی نهاده است که در کشورهای بااین سیستم حکومتی،چند اقلیت ملی،خلق وملت باید در کنار یکدیگر زندگی ویک زبان را بعنوان رسمی بپذیرند.در این سیستم ها زبان رسمی،زبان درجه اول وزبان ملل تحت حاکمیت ،در درجۀ دوم اهمیت قرار دارند.در پاره ای کشورهای دیگر،تأسیس دولتی مبتنی بر شعار مذهبی،زبان دینی را شانه ملی ارتقاء می دهد.مثال بارز در این مورد کشور ایران است که متعاقب انقلاب 1979،رهبران ایران،زبان عربی را بعنوان یک زبان اصلی رسمیت بخشیده تدریس آن را در کلیه مقاطع تحصیلی اجباری نمودند.
اهمیت زبان،بیشتر در حیات روزانه آشکار می شود،چون زبان عاملی است که انسان را به اجتماع پیوند می دهد.انسان تنها بواسطه زبان است که با جامعۀ خود پیوند می یابد و افکار،احساسات و عواطف خود را به اجتماعی که در آن زندگی می کند،انتقال می دهد.زبان وسیلۀ ارتباط یک ملت با سایر ملل جهان نیز هست. حکومتهای مختلف جهان با استفاده از عامل زبان به همکاری فرهنگی،اقتصادی،سیاسی و... می پر دازند.در یک کلام،اگر زبان نبود،تفاوتی میان انسان و دیگر حیوانات وجود نمی داشت.
بیگمان،تمامی ملل جهان در درجه اول بر اساس زبان خود شناخته می شوند.ملت،بدون زبان ملی،فاقد هویت است."استاد هه ژار مکریانی"می گوید:"قبالۀ بودن و ماندن تمام خلقها در روی زمین،زبان است. اگر زبان از بین برود،بودن وماندن نیز از میان خواهد رفت."
"استاد خال" در اهمیت زبان میگوید:"اجتماعی که فاقد زبان و فرهنگ است،زیر گامهای ملل دیگر له خواهد شد اما ملتی که صاحب زبان و فرهنگ است،حتی اگر اسیر هم باشد،باز یک ملت است ودر حرکت بسوی قلل انسانیت،سرانجام به دیگر ملل خواهد پیوست. با مرگ هزاران نفر،یک ملت نخواهد مرد،اما با مرگ زبان،ریشه حیات ملی خشکیده شیرازه ملت از هم خواهد پاشید.اگر با چشمانی تیز بین،به تماشای سر گذشت و تاریخ خلقهای گذشته بنگریم،متوجه ملتهای بزرگ خواهیم شد که از تمام ابعاد فرهنگی،سیاسی،اجتماعی به بالندگی رسیده حماسه آفریده وبه تکامل رسیده اند،اما در اثر چرخش روزگار و تنها به دلیل از بین رفتن زبان،خود نیز از میان رفته تنها در صفحاتی از تاریخ کهن،نامی از آنها باقی مانده است.بنابراین بقای زبان،ضامن بقای ملت است.
پس به جرأت می توان گفت زبان برای یک ملت ازهر دژی مستحکم تر است،چون قله را می توان گشود،اما دژزبان تخسیر ناپذیر است."
یکی از مهمترین ویژگیهای هر زبان آن است که می توان با استناد به"ادب،فرهنگ و زبان ملی" ریشه تاریخی هر ملت را در خاستگاه جغرافیایی آن شناخت و به صدور شناسنامه آن ملت مبادرت نمود.
با شناسایی زبان کهن ساکنان یک منتطقه،بررسی "فونتیک،دستور زبان وکلمات مشترک"ومقایسه آن با زبان ملل همسایه،می توان به تاریخ کهن یک ملت دست یافت.
البته آکادمی های زبانشناسی کُردی برای بررسی بنیانهای کردی،سرچشمه ها، سرآغاز،رشد،تکامل وبالندگی این زبان،باید علاوه بر آشنایی کامل با زبان کُردی،دو کار مهم انجام دهند:
نخست: به تحقیق علمی در مورد خاستگاه و پیدایش ملت کُرد بپردازند
دوم: تاریخ پیدایش زبان کُردی،عوامل مؤثر بر آن،سیر تحول زبانی و مراحل تکاملی آن را بدقت بررسی کنند.
بهمین خاطر باید"ادبیات"و"فولکلور" کُردی را به بهترین وجه ممکن تجزیه وتحلیل نمود.بعنوان مثال اگر بتوانیم روشن کنیم "ماد ها" به چه زبانی سخن می گفتته اند و آن را با زبان کُردی امروز به مقایسه گذاریم تا وجود اشتراک آنها بطور کامل تعیین شود. آن گاه می توان بگوییم"مادها اجداد کُردها امروزی هستند"یعنی با استفاده از عامل زبان به ریشه های تاریخی ملت کُرد دست یافته ایم.
متأسفانه شاهد هستیم که برخی از سیاستمداران کُرد،غیره مسؤولانه ادعاهایی می کنند که بر خلاف هدف واقعی آنهاست در بسیاری موارد،با کم اهمیت نشان دادن عامل زبان،تنها بر اهداف سیاسی خود تأکید می کنند،غافل از آنکه زبان،خود عامل یکپارچگی است.آنها فراموش کرده اند هر ملتی با زبان شناخته می شود.یک کُرد را از رو بدین نام می خوانند که از پدر ومادر کُرد زاییده شده و زبان کُردی سخن می گوید. یک فرد را در اولین مرحله بواسطه زبان ملی از عرب،ترک،روس،انگلیسی، و... متمایز می کنند، آنگاه به سایر ویژگیهای ملی می پردازند. از نظرگاه مذهبی کُرد مسلمان را بر اساس ویژگیهای زبانی از یک مسلمان عرب،ترک یا فارس تمییز می دهیم.از این رو گفته می شود ملل اسلامی در کنار یکدیگر امت اسلامی را بوجود می آورند.
هچنین "کشاورز، کارگر، بورژوا، سرمایه دار و..." هر ملت،دارای یک زبان مشترک هستند.زبان،یک هویت ملی است. زبان تمام طبقات اجتماع،زبان مشترک ملت با تمام تقسیم بندی های سیاسی،اجتماعی و فرهنگی آن است.هرگز شنیده نشده است کسی یا گروهی از اصطلاح "زبان کُردی طبقه کشاورز" یا "طبقه سرمایه دار" استفاده کند. بنا براین خصائل ملی هرگز در قالب تنگ طبقاتی نخواهد گنجید و زبان نیز بدلیل ویژگی ملی آن، خصوصیت مشترک تمام گروههای اجتماعی و فراتر از حصارهای اجتماعی،سیاسی،اقتصادی است.
هر ملتی که نسبت به پاسداری از زبان خود، بی اعتنا بماند و در جهت اعتلای فرهنگ ملی کوشش نکند، رفته رفته رو به تباهی رفته و در نهایت زوال پیدا میکند ."ملتی که حافظ زبان ملی خود باشد،اسیری را که کلید بازداشتگاه در جیب خود اوست و هر زمان بخواهد بوسیلۀ این کلید در بازداشتگاه را گشوده خود را رها می کند. ملت بی فرهنگ و زبان نیز چون اسیری است که کلید رهایی او در دستان دشمنانش است،بنابراین در برابر دشمنان زانوزده بتدریج ذوب می شود. از این رو یک ملت از میان نخواهد رفت،مگر آنکه زبان آن رو به نابودی رود." برای ملت کُرد که تحت سلطه ترکها وعربها و...می باشد خود شبیه سازی و فراموش کردن زبان مادری،بمعنای مرگ ملی خواهد بود. بسیاری از ملتهای مستقل،در شرایط سلطه ذوب شده اند. فینقی های سوریه ولبنان، قبطیان مصر، سیاهان سودان و بسیاری ازملل آفریقا، بربرها در الجزایر و مراکش،ایرانیان مداین و هزاران خانوار کُرد در عراق که با از دست دادن هویت خود از اعراب،عربتر شدند مثالهای روشنی از ملل هویت باخته و ذوب شده در ملیت گروه حاکم هستند.مثال دیگری از این دست،کشور"مغرب"است.این کشور عربی با ساکنان بومی،بزودی در اعراب ذوب شد.دلیل آن نیز چیزی نبود جز هویت باختن ساکنان بومی در برابر موج تعریبی که در نهایت به عربی شدن"مغرب"انجامید.در نقطه مقابل این موضوع،سرزمین اسپانیا مظهر صیانت از زبان ملی و به تبع، هویت ملی بود."اندلس" بیش از هفت قرن، بعنوان بخشی از امپراتوری اسلامی،زیر نفوذ همه جانبه اعراب قرار داشت و ساکنان آن نیز به عربی به سخن می گفتند . اما اهالی"اندلس" زبان عربی را با کراه پذیرفته بودند وزبان ملی آنها در خانه و اجتماعات محلی، زبان مادری خودشان بود. اینان هیچگاه به سلطه زبان عربی گردن ننهادند و از همینجا بود که بمحض بیرون رانده شدن اعراب از اسپانیا،تمدن عربی نیز از آن دیار رخت بربست.مثال دیگری از سیاست های گروه سلطه در تحمیل زبان،به حاکمیت بریتانیا بر هنگ کنگ باز میگردد. سلطۀ این کشور بر بندر هنگ کنگ در سال1841آغاز میشود. از روز ورود انگلیسیها به هنگ کنگ،سیاست تحمیل زبان انگلیسی به ساکنان با تدریس اجباری این زبان در مدارس،آموزشگاهها و مراکز آموزش عالی آغاز شد. زبن کواونیالیسم بر بریتانیا باآرامی وارد زندگی اهالی هنگ کنگ شد و بتدریج در تمامی لایه های اجتماعی این بندر نفوذ کرد. این تأسیر،چنان ژرف بود که زبان چینی-زبان ساکنان بومی هنگ کنگ – در خطر زوال قرار گرفت و تنها پابان سلطۀ 156سالۀ بریتانیا و سلطه مجدد جمهوری خلق چین بر این بندر بود که مانع از ذوب زبان چینی در هنگ کنگ شد.
هر ملتی که پاسدار زبان وادبیات ملی خود باشد،ملتی زنده محسوب می شود.ملت زنده نیز حتی در صورت فقدان آزادی و گرفتاری در بند اسارت،از خطر نابودی رسته است.برای ملتی چون ملت کُرد،پاسداری از زبان، پاکسازی زبان ملی،جمع آوری لغات و اصطلاحات و آموزش زبان کُردی،تنها وسیله زنده نگاه داشتن ملت کُرد است نباید فراموش کرد که یک ملت تنها با زبان ملی زنده خواهد ماند...
به جرأت می توان گفت هر ملت دیگری در تاریخ،اگربه سرنوشت کُردها دچار می شد،شاید اینهمه زحمت مقاومت در برابر تحلیل و ذوب زبان و ملت بخود نمی داد و اکنون حاکمیت زبانهای دیکر را که با ابزار دولت،سیاست،دین واقتصاد مسلح هستند بر خورد می پذیرفت،اگر چه فراموش نباید کرد کُردها بتدریج دشتها را برای بیگانگان خالی کرده وبه کوهها روی آوردهاند.بگونه ای که امروزه کوه ها به جهت موقعیت طبیعی در دفاع از هویت کُردها بصورت سمبل کُرد در آمده اند"مینورسکی" می گوید:"کُرد وکوه جدای ناپذیرند."...
عوامل موثر بر بقای زبان
1-ملی گرایی 2-دین 3-دولت 4-عامل جغرافیا 5-بازار مشترک اقتصادی 6-تکنولوژی ودانش

له‌م وێبلاگه‌ وه‌رگیراوه‌:
http://hataw-mari1.blogfa.com